حجم زخم
شاعری بی نام....
درباره ...
چه کسی در بهبوهه ی حسرت
مرا یاری خواهد داد!؟
سلام
این وبلاگ بهانه ایست برای بودن من,شما و اشعاری از یه شاعر که الان بهتره ندونیم کیه!!!
امید دارم که با نظر ها یتان حجم این زخم را مرهم می گذارید
"حجم زخم در تمامیت خویش فریاد نومیدانه ی مستی نیست.فریادیست آگاهانه که التیام زخم را میطلبد..."
با تشکر از تمامی عزیزانی که به این وب سر زدند ,اگر مایل به تبادل لینک بودید من با کمال میل قبول می کنم.چون که الان واقعا به تبادل لینک احتیاج دارم
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
لینک های روزانه
جستجو گر
دستی برای رهایی.. ( )
سلام
در تمامیت این شعر واژه ای نهفته است که می تواند مرهمی برای زخم ها باشد
وآن " امید" است
در فرصت طلوع خنده های تو سر میکشد به خانه ی اندوهبار من
تا گرد غم ز چهره بشویم, تو گاه گاه دستی کشی به آینه ی پر غبار من
می آیی از سکوت گرانپای شامگاه با دستی از نسیم صبح نوازش
می آیی از ترنم دلگیر جویبار با چشمی از نگاه روشن خواهش
من با تو بسته ام به درد, درد غریبی در کوچه های سرد و خالی پاییز
من با توام بسته ام به عشق, عشق رهایی در فصل عشق های مرده ز پرهیز
ای راز باغ های دوردست گل سرخ من با توام به انتظار که بشینم
تو با منی, به انتظار که آیا؟ باید دگر بپای بردبار که بشینم
ای کمترین فاصله ها تا نور این آخرین کلام سزاوار گفتگوست
برخیز تا کمر به عشق آشکار ببندیم "رقصی دگر میانه ی میدانم آرزوست"
(؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
با هر مطلب که آپ کنم یه قدم به اسمش نزدیکتر میشیم
نوشته شده توسط
محمدعلی کاراندیش در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت
6:37
مطالب پیشین
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by bahaneyeeshgh |
