حجم زخم
شاعری بی نام....
درباره ...
چه کسی در بهبوهه ی حسرت
مرا یاری خواهد داد!؟
سلام
این وبلاگ بهانه ایست برای بودن من,شما و اشعاری از یه شاعر که الان بهتره ندونیم کیه!!!
امید دارم که با نظر ها یتان حجم این زخم را مرهم می گذارید
"حجم زخم در تمامیت خویش فریاد نومیدانه ی مستی نیست.فریادیست آگاهانه که التیام زخم را میطلبد..."
با تشکر از تمامی عزیزانی که به این وب سر زدند ,اگر مایل به تبادل لینک بودید من با کمال میل قبول می کنم.چون که الان واقعا به تبادل لینک احتیاج دارم
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
لینک های روزانه
جستجو گر
تا زخم..... ( )
بازم سلام توی این پست یه شعر جدید نوشتم با یه نگاه جدید خدا کنه خوشتون بیاد در آبی خیال تو شب را کبوترانه در ترانه پریدن؟! با عطر سبز یاد تو در باد من تا کدام دور توانم رفت؟! در زیر چتر اعتقاد جنگلیم صیاد: شب با نگاه کینه نشسته است دردا تهی ز تو باید رفت تهی ز تو تا زخم....
نوشته شده توسط
محمدعلی کاراندیش در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت
13:5
حجم دقیقه ها... ( )
با هر غروب گویی دلم برای کسی تنگ میشود در انتهای خستگی روز غم پیاله میکند غم.... با اولین دقیقه نقطه ای از نور با دومین.., گویی دقیقه ها ستاره میشمارند گویی دقیقه ها به حجمی از ستاره شبیهند. آنگاه شب... انگار شب تجسم گنگی ست در پرت یک ستاره ی گمنام با هر غروب بر روی پشت بام جفتی پرنده به پایان کار می اندیشند جفتی پرنده تا لانه های کاهی خود بال می زنند آغاز در کرانه ی پایان پایان در آستانه ی آغاز این کلمه ها چه بد آهنگند این کلمه ها صدای مرا محو می کنند آنگاه شب با شبکلاه خاکیم از پشت گله می آیم با چوبدستی از حراست و چشمان گله بان سیاهم با هیس هیس و گردشی طبیعی و آرام با عادتی که زندگیم داد از درد تفرقه می کاهم.
نوشته شده توسط
محمدعلی کاراندیش در
سه شنبه پنجم تیر 1386 ساعت
6:53
مطالب پیشین
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by bahaneyeeshgh |
